مردمک تنهایی حوّا
جمله ماضی عشق
زحماتی ازجنس مهربانی شبي پسر كوچكي يك برگ كاغذ به مادرش داد . مادر در حال آشپزي بود دستهايش را با حوله تميز كرد و نوشته ها را با صداي بلند خواند. پسر كوچولو با خط بچه گانه نوشته بود : تا كريسمس چند روز بيشتر نمانده بود و جنب و جوش مردم براي خريد هديه
صورتحساب:
1- تميز كردن باغچه 500 تومان 2- مرتب كردن اتاق خواب 500 تومان 3- مراقبت كردن از برادر كوچكم 1000تومان 4- بيرون بردن سطل زباله 500 تومان 5- نمره رياضي خوبي كه گرفتم 500 تومان 6- جمع بدهي شما به من 3000 تومان
مادر به چشمان منتظر پسرش نگاهي كرد و چند لحظه خاطراتش رو مرور كرد سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورتحساب پسرش اين عبارت را نوشت :
1- بابت سختي 9 ماه بارداري كه در وجودم رشد كردي ، هيچ 2- بابت تمام شب هايي كه بر بالينت نشستم و برايت دعا كردم ، هيچ 3- بابت تمام زحماتي كه در اين چند سال كشيدم تا تو بزرگ شوي ، هيچ 4- بابت غذا ، نظافت تو و اسباب بازيهايت ، هيچ
و اگر تمام اينها را جمع بزني خواهي ديد كه هزينه عشق واقعي من به تو هيچ است.
وقتي پسر آنچه را كه مادرش نوشته بود را خواند ، چشمانش پر از اشك شد و در حالي كه به چشمان مادرش نگاه ميكرد قلم را برداشت و زير صورتحساب نوشت : قبلا بطور كامل پرداخت شده است.

كريسمس روزبه روز بيشتر مي شد . من هم به فروشگاه رفته بودم و براي
پرداخت پول هدايايي كه خريده بودم ، در صف صندوق ايستاده بودم .
جلوي من دو بچه كوچك ، پسري 5 ساله و دختري كوچكتر ايستاده بودند .
پسرك لابس مندرسي بر تن داشت ، كفشهايش پاره بود و چند اسكناس را در
دستهايش مي فشرد .
لباس هاي دخترك هم دست كمي از مال برادرش نداشت ولي يك جفت كفش نو در
دست داشت . وقتي به صندوق رسيديم ، دخترك آهسته كفشها را روي پيشخوان
گذاشت . چنان رفتار مي كرد كه انگار گنجينه اي پر ارزش را در دست دارد
.
صندوقدار قيمت كفشها را گفت :« 6 دلار » .
پسرك پولهايش را روي پيشخوان ريخت و آنها را شمرد : 3 دلار و 15 سنت .
بعد رو به خواهرش كرد و گفت : « فكر كنم بايد كفشها را بگذاري سر جايش
... »
دخترك با شنيدن اين حرف به شدت بغض كرد و با گريه گفت : « نه !نه! پس
مامان تو بهشت با چي راه بره ؟ »
پسرك جواب داد : « گريه نكن ، شايد فردا بتوانيم پول كفشها را در
بياوريم . »
من كه شاهد ماجرا بودم ، به سرعت 3 دلار از كيفم بيرون آوردم و به
صندوقدار دادم .
دخترك دو بازوي كوچكش را دور من حلقه كرد و با شادي گفت : « متشكرم
خانم ... متشكرم خانم »
به طرفش خم شدم و پرسيدم : «منظورت چي بود كه گفتي : پس مامان تو بهشت
با چي راه بره ؟ »
پسرك جواب داد : « مامان خيلي مريض است و بابا گفته كه ممكنه قبل از
عيد كريسمس به بهشت بره ؟ »
دخترك ادامه داد : « معلم ما گفته كه رنگ خيابانهاي بهشت طلايي است ،
به نظر شما اگه مامان با اين كفشهاي طلايي تو خيابانهاي بهشت قدم بزنه
، خوشگل نمي شه ؟ »
چشمانم پر از اشك شد و در حالي كه به چشمان دخترك نگاه مي كردم ، گفتم
: « چرا عزيزم ، حق با تو است ، مطمئنم كه مامان شما با اين كفشها تو
بهشت خيلي قشنگ ميشه ! »
او از شما انتظار دارد تا دوستش باشيد.
اما به راستي، دوست يک خانم بودن چه معنايي دارد؟ درست مانند يک دوست آقا، بايد يک سري وجوه اشتراک با هم داشته باشيد. دقت کنيد که گفتم يک سري مشترکات، نه اينکه عيناً شبيه به هم باشيد.
هيچ دو نفري وجود نداند که شبيه به هم آفريده شده باشند. هميشه چيزهايي وجود دارد که شما دوست داريد، اما خانم دوست ندارد، و يا بالعکس. اين امر کاملاً طبيعي است. تا زماني که به اندازه کافي ميان شما دو نفر وجوه اشتراک داشته باشد، ميتوانيد خوشحال باشيد و از زندگي لذت ببريد.
گاهي اوقات بايد تحمل کنيد و کاري که اصلاً دوست نمي داريد را انجام دهيد. در مواقع ديگر نيز بايد به او اجازه دهيد تا برخي از کارها را خودش به تنهايي انجام دهد. در مقابل او نيز بايد يک چنين رفتارهايي را در قبال شما انجام دهد.
زمانيکه به شما گفت مي توانيد بدون حضور او در برنامه خاصي شرکت کنيد و موافقت خود را با اين امر اعلام کرد، مي توانيد به راحتي حرف او را باور کنيد. اگر يکي از دوستان مذکر شما علاقه اي به همراهي شما در برنامه خاصي نداشته باشد، شما مطمئناً از دست او ناراحت و يا عصباني نمي شويد. اين امر در مورد همسرتان نيز بايد صدق کند.
بد نيست هر چند وقت يکبار با دوستانتان بيرون برويد، اما بهتر است که بيشتر وقت خود را با او بگذرانيد. زمانيکه مشغول انجام دادن کاري هستيد، مي توانيد از او درخواست کنيد تا شما را همراهي کند. به هر حال او دوست شماست؛ فراموش که نکرديد؟
از شما انتظار دارد تا با او ارتباط برقرار کنيد.
اين قانون طبيعت است که وقتي آقايون در مورد مشکلات خود با ديگران صحبت ميکنند، به راستي دنبال راه حلي براي رفع آن هستند، اما اين امر در خانم ها کاملاً متفاوت است.
آنها به اين دليل در مورد مشکلات خود با شما صحبت مي کنند تا توانسته باشند به نوعي احساسات خود را تخليه نمايند. خانم ها اغلب در چنين مواقعي به دنبال راه حل نمي گردند. آنها فقط به اين خاطر در مورد مشکلات خود با شما صحبت مي کنند که بهتر بتوانند مسائل را تجزيه و تحليل نمايند.
تا زمانيکه او از شما راه حل نخواسته، هيچ پيشنهادي در اين زمينه مطرح نکنيد. فقط گوش کنيد و اجازه دهيد گفتگو ادامه پيدا کند. اگر او از شما نصيحت بخواهد، خودش بعداً در اين مورد از شما سؤال خواهد کرد.
هنوز هم برخي از مردها هستند که تصور مي کنند نظر خانم ها ارزشي ندارد. اگر شما جزء اين دسته از آقايون هستيد با عرض پوزش بايد بگويم که همين حالا بايد ديدگاه خود را تغيير دهيد!
خانم ها از هوش و ذکاوت بالايي برخوردار بوده و داراي توانايي هاي بيشماري هستند و شما نيز ملزم هستيد که به نظرها و عقايدشان احترام بگذاريد. البته منظور ما اين نيست که شما در همه حال بايد با عقايد و پيشنهاد هاي آنها موافق باشيد، بلکه او نيز همانند شما حق نظردهي دارد.
سعي کنيد هميشه در مورد مسائل مختلف از او نظر خواهي کنيد و وقايع زندگي خود را با او در ميان بگذاريد. به حرف هاي او گوش کنيد و در عين حال زمانيکه براي خودش مشکلي به وجود آمد ، با تمام وجود پشتيباني و حمايت خود را نشان دهيد.
زمانيکه من مي گويم: "گوش کنيد" منظورم اين است که به حرف هايش توجه کنيد. او دقيقاً تمام احساساتش را با شما در ميان مي گذارد و از اين طريق مي توانيد دريابيد که آيا مي توانيد دوست خوبي براي او باقي بمانيد!
اگر آقايون ياد مي گرفتند که چگونه مي توانند کارهاي کوچک را انجام دهند، ديگر لازم نبود دست به کارهاي بزرگ بزنند!
عشق

او از شما توجه و احترام مي خواهد.
شايد شما جزء مردهاي رمانتيک نباشيد، من هم نيستم. لازم نيست که هر روز براي خانم نامه هاي عاشقانه بنويسيد، يا دسته گل بفرستيد. کارهاي کوچکي هستند که با انجام آنها مي توانيد تغييرات بزرگي ايجاد کنيد.
مثلاً از او بخواهيد تا با شما بيرون بيايد، از محل کار خود با او تماس بگيريد، و حالش را بپرسيد.
در اين قسمت نقل قولي از يکي از دوستانم را مي خوانيد....
"خانم ها کارهاي کوچک بسيار زيادي انجام مي دهند، اما آقايون ترجيح مي دهند فقط يک کار بزرگ انجام دهند. خانم ها تمام کارهاي کوچک را جدا از هم و با ارزش يکسان در نظر مي گيرند؛ اين در حالي است که آقايون احساس مي کنند يک کار بزرگ، جاي همه کارهاي کوچک را مي گيرد!"
متوجه شديد؛ اين راز بزرگي است....اگر آقايون ياد مي گرفتند که چگونه مي توانند کارهاي کوچک را انجام دهند، ديگر لازم نبود دست به کارهاي بزرگ بزنند!
اجازه دهيد همسرتان درک کند که دوستش مي داريد. بايد به اندازه کافي کارهاي رمانتيک برايش انجام دهيد؛ و در هر حال با رفتار خود به او ثابت کنيد که دوستش داريد.
تنها چيزي که او مي خواهد اين است که به او نشان دهيد دوستش داريد و برايش ارزش و احترام قائل هستيد. فکر نمي کنم اين کار سختي باشد، اينطور نيست؟
| Design By : Pars Skin |
